
گریه نکن میمیرمــــــ ، تموم میشن نفسهامـــــ
خدا کنه نبینمـــــــ،دستِ تو نیست تو دستامــــــ
گریه نکن اشکهــــای تو آتیش به جونم می زنهـ
تنهـــــا شــــــــدن ســـهم تو ِ آوارگی سهم منهـ

از غم خبری نبود اگر عشق نبود
دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود ؟
بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود
این دایره ی کبود ، اگر عشق نبود
از آینه ها غبار خاموشی را 
عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود ؟
در سینه ی هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود ؟
بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود ؟ 
دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود
از دست تو در این همه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود ؟

|